+هنوز جزوه نخونده و فردا امتحان داشته،رفتیم بازار. یه ظرف مسی خیلی ناز بر دلمان نشست که بگذاریمش جلویِ چشم ولی قیمتش را که فهمیدیم، عقب عقب رفتیم چون موجودی کافی نبود وگرنه میگرفتمش :)
توی این هوای سرد، فقط اون بستنی فروشی بهم چشمک میزد که وقتی گفتم،مخالفت شد باهام :/
+قصد دارم یه جعبه بگیرم و اسمش رو بذارم آرامِ روح و توش رو پراز چیزای خوب و قشنگ و رنگی بکنم که در مواقع اضطراری بهش سر بزنم و روحم رو آروم کنم _پیرو نصیحت شفتال جان :)*
حالِ درون: هیچ او اینجا جمله ای کوتاه می1د
+ Writen by چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۶Time 21:55 هیچ او |
برچسب:
نویسنده: نیما یوسفی
تاريخ: پنجشنبه
21 دی
1396 ساعت: 1:09